سالگرد عروسیمون+گردش آخر هفته
سالروز آغاز با هم بودنمان مبارک

با تو بودن برایم بهترین لحظات زندگیست
و من وجود پر مهر و سرشار ازعشق تو را در کاشانه ی قلبم میبینم
هر روز با شوق دیدنت چشم میگشایم و وقتی تو را کنارم میبینم خدا را بارها و بارها شکر میکنم که چون تویی را به من هدیه داد

چهارشنبه93/02/10 سالگرد عروسیمون بود
و من تصمیم گرفتم بابایی اکبراینا رو واسه ی شام دعوت کنم و یک مهمونی کوچولو بدیم
واسه ی شام با برگهای درخت انگور توی باغچه ی خونمون دلمه درست کردم خیلی خوشمزه شد


واین هم ژله ی عشقولانه ی قلبی من تقدیم به همسری
......


امیرحسینم منتظر شام
......

آخر هفته رفتیم النگه خیلی قشنگ و باصفا شده بود پر از شکوفه با بلبل هایی که آواز میخوندن .حسابی خوش گذشت و شما کلی اونجا توی هوای خوبش بازی کردی




داری پروانه ها رو نگاه میکنی



قربون اون چایی خوردنت بشم من.....

و در پایان پسرم میخواد کمک باباش جوجه ها رو باد بزنه
.....




سالگرد عروسیمون+گردش آخر هفته 
